بوی تاریکی شبهای فراقم میداد
هر گل ناز دگر بعد از تو
پشت بی مهری اسحاب فراق
ناشکفته ز غمش جان میداد
و درین تنهایی
سبزی عشق به زردی گروید
اثر گرمی دستان تو هم
روی دستان ضعیفم یخ بست
و همان سایه بی عشق سیاه
بر دل نازک من فرش افکند
عشق در کنج وجودم پژمرد
نا امیدی دل منرا افشرد
و اجل...
همچنان خیره به من بی تمییز
و تو رفتی و پس از تو همه چیز...