تبليغاتX
تنهاترين مرد
سه شنبه چهارم تیر 1387
مادر
به دستت بوسه خواهم زد

که دست تو مرا اینگونه پروردست

دلم میخواهد از زیباترینها هدیه ای سازم

و آنرا در نوازشگر دو دستت

با تمام عشق بگذارم

ولی افسوس

چون زیباتر از تو در جهان هرگز نمی یابم

و دست مهربانت را

که در طول حیاتم یاورم بوده

و جانم با نوازشهای او مانوس گردیده

کم از جان هدیه ای دیگر نمی شاید

حریم امن آغوشت

مرا از چه غم و اندوه و وحشتها رها کرده

چه ساعتها که تا آرامش مطلق

درون گرمی آغوش تو تنهایی خود را فنا کردم

و در چشمان پر عشقت

-همان چشمان زیبایی

که شبها تا سحر

از بهر من بی خواب و با گریه گذر کرده-

نگاهی پر ز احساس و امید

همواره بر راه و مسیرم دیده بان بوده

...

تورا من می ستایم مادر خوبم

که فردوس برینم را

بزیر پای تو ایزد بنا کرده

+ نوشته شده در 13:27 توسط تنهاترین مرد.