اکنون که چرخ دوران
من و تو را برای لحظاتی
در یک مکان گرد آورده
و آغوشم پر از التهاب
در بر گرفتن تن توست
و لبانم از عطش بوسه تو خشک شده....
سهم من تنها نگاه است
آنهم دزدانه و منقطع
و یک حسرت مدام
که هر از گاهی زیباییت را
و محرومیتم را
به یادم آورد.........