تبليغاتX
تنهاترين مرد
شنبه بیست و هشتم آبان 1384
آرامش سایه ها
در تيرگي سايه ها

آرامشيست

كه از تعلق به رنگها

ميكاهد ...

تنهاترين مرد

+ نوشته شده در 12:11 توسط تنهاترین مرد.
شنبه چهاردهم آبان 1384
سی سالگی

سي سال گذشت

در شعله هاي شمع

خاطرات كهنه را مرور ميكنم

تولد: خاطرات گنگ، دگرگوني

كودكي: جنگ، آوارگي، غربت، محروميت

مدرسه: سرهاي تراشيده، جورابهاي سفيد، سطل، آتش، پاچه هاي پاره

نوجواني: بلوغ، احكام، رساله، يك دنيا پرسش بي پاسخ

جواني: خفقان، كميته، بازداشت، تعهد، ترس

دانشگاه: جستجو، سياست، شور، تحول، اميد، روزنامه

ازدواج: تغيير، فشار زندگي، اقتصاد، كار كار كار؟!

اما بعد: سركوب، انفعال، ياس، رجعت !!!

و دردي ناگفتي كه بر سراسر خاطراتم سايه افكنده...

ديگر نفسم ياراي كشتن شعله هاي شمع را ندارد...

من پيرتر شده ام

+ نوشته شده در 9:38 توسط تنهاترین مرد.
یکشنبه یکم آبان 1384
دیو و دلبر
دیو:

کاش میدانستی

زشتی چهره من

حاصل تلخ طلسمیست که بگشودن آن

جز به عشق تو و دلدادگیت

ممکن نیست

 

دلبر:

کاش میدانستی

چهره خسته تو

هیچگاه در نظرم زشت نبود

تندی خوی تو بود

که مرا می آزرد

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 9:17 توسط تنهاترین مرد.