تبليغاتX
تنهاترين مرد
شنبه بیست و ششم شهریور 1384
اعتراف

اعتراف خواهم کرد

اعتراف خواهم کرد و خود را رها خواهم ساخت

اعتراف خواهم کرد

و تو را از لذت اثبات محروم خواهم کرد

اعتراف خواهم کرد

و با حجم انبوهی از دروغ

ترازوی نا میزان تو را

به تمسخر تعدیل خواهم کرد

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 10:55 توسط تنهاترین مرد.
سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384
ما گنهکاریم

ما گنهكاريم

 ما گناه بي پناه كودكي بر گرده مان داريم

ما گنهكاريم

 ما گناه يك نگاه هيچ را بر جانمان داريم

ما مقصر بوديم، ما مقصر هستيم

ما محبت را از او كوتاه ميكرديم

ما نگاه سردمان را

در نگاه پر تمنايش فرو بستيم

ما دو دستش را به طول خواهشي كوچك

بسوي خويشتن

تا بينهايتهاي طولاني رها كرديم

در گذار گيج و منگ فكرمان

از ياد او جستيم

ما در آن سرماي تنهايي

درون اجتماع گرم خود

بي فكر ميخوانديم

ما به شادي باش بشكفتن و يا روييدنش هرگز نرقصيديم

ولي هر لحظه فرسودنش را ديدبان بوديم

ما چرا تا اينچنين پستيم

ما به او هرگز نگفتيم "دوستت داريم"

كنون نه بهر او

بهر گناه خويش ميباريم

ما گنهكاريم

تنهاترين مرد

+ نوشته شده در 16:12 توسط تنهاترین مرد.
شنبه دوازدهم شهریور 1384
تشنه ترین

 

هیچ کس باور نکرد

من که نزدیکترین به تو بودم

و تشنه ترین به عشق تو

حتی قطره ای از زلال عشقت

نصیبم نشد

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 8:58 توسط تنهاترین مرد.
سه شنبه هشتم شهریور 1384
من غریبه
آنقدر برای تو بوده ام

که دیگر من

برایم غریبه است

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 9:28 توسط تنهاترین مرد.
یکشنبه ششم شهریور 1384
حال را گم کرده ام
آمال و آرزوهای آینده

با حسرت فرصتهای گذشته

در هم آمیخته

و من در این میان

حال را گم کرده ام

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 12:16 توسط تنهاترین مرد.