تبليغاتX
تنهاترين مرد
شنبه هجدهم تیر 1384
درد بی هنگام
مهلت دیدار ممکن نیست

فرصت عشق مرا درد تو پایان داد

سیل اشکت اشتیاق بوسه را

از عمق قلبم شست

لرزش اندام تو از خشم و از نفرت

فضای خالی آغوش منرا که

تمنای تنت را داشت

چنان ناکام و در حسرت

رها کرد و تمنای دگر را جست

آه از این درد بی هنگام...

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 9:6 توسط تنهاترین مرد.
دوشنبه ششم تیر 1384
شنبه روز بدی بود
"شنبه روز بدی بود"

در پی جمعه پر سعی تباه

ناشی از رفتن از چاله به چاه

حاکی از آخر راه

و افق تیره و تاریک و سیاه

و من رانده ز ما

در دریغ و بغض و آه

و توی نافی ما

سرخوش از بزم سپاه!!!

تنهاترین مرد

+ نوشته شده در 7:54 توسط تنهاترین مرد.